بازگشت

یادداشت مدیریتی · ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶

وقتی رشد فروش، کسب‌وکار را تحت فشار می‌گذارد

نوشتهٔ دکتر علی بورنگ

بیشتر شدن سفارش‌ها، دلیل خوبی برای پرسیدن سؤال‌های دقیق‌تر است. پیش از آنکه افزایش فروش را نشانهٔ بهتر شدن عملکرد بدانم، می‌خواهم روشن شود کسب‌وکار باید چه چیزی را تأمین مالی کند، تحویل بدهد و پشتیبانی کند.

فروش را کنار سود و جریان نقد ببینیم

راهنمای کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا، میان سود و وجه نقد حاصل از فعالیت کسب‌وکار تفاوت می‌گذارد.[1] این تمایز باید در خودِ گفت‌وگو دربارهٔ رشد حضور داشته باشد. فاکتور صادرشده، سفارش سودآور و پولی که برای پرداخت به تأمین‌کننده در دسترس است، سه بخش متفاوت از یک چرخهٔ عملیاتی‌اند.

یک توزیع‌کنندهٔ فرضی را در نظر بگیرید که با مهلت پرداخت طولانی‌تر و نگهداری موجودی بیشتر، سفارش‌های بزرگ‌تری می‌گیرد. ممکن است فروشش رشد کند، اما نقدینگی در موجودی کالا و مطالبات باقی بماند. این وضعیت لزوماً به معنای ناسالم بودن رشد نیست؛ یعنی نیاز به تأمین مالی، فرض‌های وصول مطالبات و ریسک موجودی باید جزئی از تصمیم باشند.

تعهدهای پشت هر سفارش را بررسی کنیم

رشد را به تفکیک گروه مشتریان، محصول و بازار بررسی می‌کنم. پس از قیمت فروش و هزینهٔ مستقیم، سراغ نیازهای اضافی تحویل، سفارشی‌سازی، خدمات و تأمین مالی می‌روم. یک سفارش بزرگ ممکن است ظرفیت محدود مهندسی را درگیر کند یا به پشتیبانی‌ای نیاز داشته باشد که در قیمت دیده نشده است. حتی اگر نحوهٔ ثبت حسابداری تغییر نکند، این‌ها همچنان مسئلهٔ مدیریت‌اند.

فروش، مالی و عملیات باید در این بررسی حضور داشته باشند. فروش تعهد به مشتری را توضیح می‌دهد؛ عملیات توان تحویل را می‌سنجد؛ و مالی، حاشیهٔ سود و زمان ورود و خروج پول را بررسی می‌کند. فهرست کوتاهی از موارد استثنایی مهم، از داشبورد مفصلی که مسئول تصمیم بعدی در آن معلوم نیست مفیدتر است. هر مورد باید مسئول و زمان بازبینی داشته باشد.

سرعت رشدی را انتخاب کنیم که قابل پشتیبانی باشد

راه‌حل می‌تواند تغییر برنامهٔ پرداخت، محدودتر کردن دامنهٔ محصول، تحویل مرحله‌ای یا انتخاب دقیق‌تر موجودی کالا باشد. در موقعیتی دیگر، سرمایه‌گذاری برای افزایش ظرفیت و پذیرفتن نیاز موقت به نقدینگی تصمیم درستی است. انتخاب به منطق اقتصادی فعالیت و توان اجرای تعهد بستگی دارد؛ نه به این فرض که هر مصرف نقدینگی نامطلوب است.

رشدی می‌خواهم که سازمان بتواند آن را تأمین مالی کند، به تحویل برساند و پشتیبانی کند، بدون آنکه تعهدش به مشتری ضعیف شود.

در جلسهٔ بعدی بررسی عملکرد می‌پرسم: کدام سفارش‌های جدید، پیش از ایجاد وجه نقد به پول نیاز دارند؟ کدام تعهدها ظرفیت عملیاتی را تحت فشار گذاشته‌اند؟ چه کسی اختیار تغییر شرایط را دارد؟ سپس سرمایه‌گذاری موقت برای رشد را از امتیازدهی مداومی که ارزش رشد را از بین می‌برد جدا می‌کنم. وظیفهٔ مدیریت، تصمیم دربارهٔ نوع رشدی است که کسب‌وکار آمادهٔ پذیرفتن آن است.

مشاهدهٔ همهٔ مقالات ↗بازگشت به صفحهٔ اصلی